• وبلاگ : چشم ها را بايد شست
  • يادداشت : نكته
  • نظرات : 3 خصوصي ، 8 عمومي

  • نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     
    + yasna 

    يه روز يه وقتي به گل نيلوفر نگاه مي كردم ترس تموم وجودمو برداشت

    كه شايد منم يه روز مثل گل نيلوفر بشم.

    سريع از كنار مرداب دور شدم.

    حالا وقتي كه مي بينم خودم مرداب شدم.دنبال يه گل نيلوفر مي گردم.

    كه از تنهايي نميرم و حالا مي فهمم گل نيلوفر مغرور نيست.

    اون خودشو وقف مرداب كرده..

    ***

    زندگي گفت: كه اخر چه بود حاصل من؟

    عشق فرمود:تا چه بگويد اين دل من!

    عقل ناليد: كجا حل شود اين مشكل من ؟

    مرگ خنديد: در اين خانه ي ويرانه ي من!!!!