سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
وعده لب دریا - چشم ها را باید شست
آن که مصیبتهاى خرد را بزرگ داند ، خدا او را به مصیبتهاى بزرگ مبتلا گرداند . [نهج البلاغه]

چشم ها را باید شست


عصر ما ، عصر فریبِ ، عصر اسم های غریبه


عصر پژمردن گلدون ، چترهای سیاه تو بارون


شهر ما سرش شلوغه ، وعدهاش همه دروغه


آسموناش پر دودِ ، قلب عاشقاش کبودِ


کاش تو قحطی شقایق بشینیم توی یه قایق


بزنیم دل رو به دریا ، من و تو تنهای تنها


خونه هامون پرِ نرده ، پشت هر پنچره پرده


قفسا پر پرنده ، لبای بدون خنده


چشما خونهء سواله ، مهربون شدن محاله


نه برای عشق میلی ، نه کسی به فکرِ خیلی


کاش تو قحطی شقایق بشینیم توی یه قایق


بزنیم دل رو به دریا من و تو تنهای تنها


اونقدر میریم که ساحل از من و تو بشه غافل


 قایق رو با هم میرونیم ، اونجا تا ابد می مونیم


جایی که نه آسمونش ، نه صدای مردمونش


نه غمش ، نه جنب و جوشش ، نه گلای گل فروشش


مثل اینجا آهنی نیست


 


پس ببین یادت بمونه


کسی هم اینو ندونه


زنده  بودیم اگه فردا


وعده ما لب دریا


 




چشم به راه ::: پنج شنبه 12/5/85::: ساعت 3:7 صبح

 
لیست کل یادداشت های این وبلاگ
>> بازدیدهای وبلاگ <<
بازدید امروز: 18


بازدید دیروز: 5


کل بازدید :27146
 
 >>اوقات شرعی <<
 
>> درباره خودم<<
چشم به راه[37]
از رنگ آبی خوشم میاد ...... عاشق دریام..... و با شعرای شاملو و سهراب زندگی می کنم.... و نوشته های اشو و شل سیلوراستاین رو خیلی دوس دارم
 
 
>>لینک دوستان<<
 
>>لوگوی دوستان<<
 
>>اشتراک در خبرنامه<<